درس ها
برگزيده عبارات كوتاه از درسهاي پدر(ره)

۱-    بالاترين جنايت، بالاترين خيانت، بالاترين بي تقوايي محدود كردن انديشه است. انديشه نعمت خداوندي است كه اين نيروي شناور برود همه جا حقايق را تلقي كند، اگر تقوا و امانت داشته باشد.

۲-    از تقوا چه چيزي مي زايد؟ اعتدال، از اعتدال چه در مي آيد؟ سلامتي، از سلامتي چه حاصل مي شود؟ تداوم حيات و آرامش. اين راه پاكان است.

۳-    لعن كردن ما ظالمين را: به اعتبار اين است كه آنها جاهلند متكبرند، ظلمت هستند يعني اگر در خود ما هم باطل تجلي كرد، ظلمت تجلي كرد بايد از  خودمان هم تبري كنيم، خودمان هم ملعون مي شويم.

۴-    ديني كه از آن تبعيت مي كنيم بر چهار اصل استوار است : ۱- هر عملي از ما صادر مي شود محصول تسليم است متوجه شديم كه بزرگتر و بالاتر از خدا هيچ چيز نيست گفتيم ما فقط تسليم خدا هستيم.۲- حفظ حريم خود كنيم به حريم ديگران تجاوز نكنيم.۳- در حركات و اعمالمان مقيد باشيم كه به جامعه منفعت مي رسانيم توقع نداشته باشيم.

۵-    خير چيست؟ خانه ساختن، دارالايتام ساختن، قرآن نوشتن، مسجد ساختن، مكه رفتن، نمازه و روزه ، به مردم كمك كردن، آيا اينها خير است؟ ابداً . اينها نه خير است نه شر. هر چيزي كه براي خدا باشد آن خير است و هر چيزي كه براي خدا نباشد آن شر است ‹‹ انما الاعمال بالنيات››

۶-    سلام پدر را به كليه رهروان راه عبوديت از فرزندانتان خواه فرزندان روحي يا صلبي ابلاغ كنيد و دعاي من شبانه روز بدرقه راه شما و آنها خواهد بود همانگونه كه خدا ملائكه اش به آنها درود مي فرستد تا راه عبوديت حق را پيش گرفته و به سوي آن ارتقاء حاصل نمايد.

۷-    اگر ما موحد باشيم، همه ما از يك خدا پيروي مي كنيم، نسبت به خلق يكپارچه خدمتت مي شويم ‌‌‌و گرنه ‹‹لا اله الا الله›› گرفتن ما واقعيت نيست، موسيقي است. آهنگ است. اگر موحد باشيد، به همه خدمت ميكنيد.

۸-    اگر مي خواهي راهي را انتخاب كني و شغلي را برگزيني قبلاً خوب نگاه كن، ببين افرادي كه آن راه را رفته اند پايان كارشان چه بوده و به كجا رسيده اند و چه شخصيتي را دارا شده اند؟ اگر آن شخصيت محبوب تو بود آنگاه آن راه را در پيش بگير و الا نه.

۹-    بر نقطه اي كه روي يك محور قرار دارد تنها يك عمود مي توان رسم كرد. هر يك از دو طرف عمود ۹۰ درجه است. صراط مستقيم همان خطي است كه بين ۹۰ درجه سمت راست و ۹۰ درجه سمت چپ قرار گرفته و اين دو را از هم جدا كرده است. در واقع بين اين دو زاويه قائمه فاصله اي وجود ندارد و اين خط، خطي است كه حد فاصل راست و چپ را مشخص مي كند و مرز افراط و تفريط به حساب مي آيد.

۱۰-  هر عملي داراي چهار بعد نباشد هواي نفس در آن راه دارد و اگر اين چهار بعد را داشت از هواي نفس خالي است: ۱- خواست خدا باشد.۲- وسيله تكامل شخص باشد. ۳- مفيد به خلق باشد. ۴- همه اينها براي خدا باشد.

۱۱-  آن موقعي كه از همه جا دستتان قطع شد و هر جا سر زديد ابداً راهي نيست آنجا دلتان متوجه مي شود به يك حقيقي كه آن حقيقت ممكن است گشايش ايجاد كند همان حقيقت ممكن است گشايش ايجاد كند همان حقيقت ذات(باريتعالي) است.

۱۲-  كار را براي پول انجام ندهيد اگر كار نبود پول بدهيد كه من آماده هستم به شما روزي هزارتومان بدهم بيايم در باغ شما بيل بزنم. اين عزت است. راه حضرت علي(ع) است .

۱۳-  از ابتدا بدانيد كه در فرزندانتان، همسرانتان، عروسيهايتان هر كه بوده باشد اين اصل را پياده كنيد كه احساس مسئوليت كند اگر احساس مسئوليت نكرد به هيچ درد نمي خورد.

۱۴-  قرآن چه مي خواهد فرمايد؟ اول مي خواهد بفرمايد بالاتر از موقعيت مال، طعام و شهوت يك موقعيت فراتري است كه بشر يعني اين حيوان دوپا مي تواند آنجا برسد.

۱۵-  و خدمت به خلق اعم از نبات، جماد، انسان، حيوان،مبادا شاهد باشيد كه ساختمان خانه تان مي ريزد و شما در صدد تعمير آن نيستيد، مبادا درختي بدون آب بماند، مبادا در سرماي زمستان شما براي خودتان جاي گرمي داشته باشيد، گربه اي مثلاً حيواني (مضطر) باشد آن را بيرون كنيد. در سرما آنها هم نياز دارند. رفع حاجت آنها خدمتي است به خلق خدا.

۱۶-  بشر بالاتر از آنست كه خود را فرقه اي محدود كند. من بنده هيچكس در دنيا نيستم جز الله. بشر آمده در دنيا اين شعار آزادي را بگويد‹‹اياك نعبد و اياك نستعين››.

۱۷-   هر عملي مواجه است با يكي از دو برخورد: ۱- تقديري ۲- توبيخي. انجام وظيفه مورد تقدير و تشكر قرار مي گيرد.

۱۸-  آيا ميخواهيد اگر در دنيا ضعيف ترين فرد بوده باشيد(در عين حال) قويترين مرد بوده باشيد؟ .... اگر وفاي به عهد داشتيد قوي ترين فرد هستيد. نيروي همگان را در خود جمع كنيد هر چه بخواهيد مي توانيد ايجاد كنيد.

۱۹-  انسان دو چشم دارد اگر يك چشم را ببندد، فقط خلق خدا را مي بيند خدا را نه، اگر چشم ديگر را ببندد خدا را مي بيند خلق را اگر هر دو چشمش باز باشد. خدا را در جاي خودش و خلق را در جاي خودش مي بيند.

۲۰-  فرزندانم: همه به فكر هم بوده باشيد .آنطوري كه در وجودمان سلولها با يكديگر همزيستي دارند(تحت ولايت مغز هستند)اگر اينجور بوده باشيد، دين الهي داريم.

۲۱-  خلق به گردن من حق دارند براي اينكه آنها كار مي كنند من زنده هستم، من هم بايد هر چه از دستم بيايد به آنها كمك كنم، از تمام موقعيتها براي اين حق رساني استفاده كنيم.

۲۲-  اگر اعضاء و جوارح رابطه اش با مغز صددرصد باشد اين موجود به دنيا آمده سالم است و اگر رابطه صدي نود نه يا صدي پنجاه باشد سالم نيست.

۲۳-  انسان وقتي عهد مي كند شخصيت خودش را در گروه آن گفتارش قرار مي دهد. وقتي به عهدش وفا نمي كند شخصت ندارد تا اينكه در گرو گفتارش قرار بدهد، فاقد شخصيت است و مرد مسلمان هرگز فاقد شخصيت نمي شود.

۲۴-  همه تان را براي خودتان دوست دارم نه براي خودم. براي خودتان دوست دارم كه خودتان شاگرد وارسته اي باشيد. يك انسان وارسته اي باشيد نه براي خود. ابداً ابداً ابداً .

۲۵-  هر عامل كه بخواهد قداست را از قرآن بگيرد چنين شخصي سلمان رشدي است. سلمان رشدي كسي است كه آيات قرآن را را از موقعيت قداست خودش انداخته.

۲۶-  گرفتاريها دو جنبه دارد: يكي اعمالي كه انجام داده ام تا نتايج آنها ممكن است به من برسد. يك وقت فردا امتحان خواهم داد كه مي خواهم كلاس بالاتر بروم امشب تا صبح نمي خوابم. اين بي خوابي و زحمت كشيدن براي اينكه فردا موفق بشوم.

۲۷-  خدايا لغزشهايي كه انجام داده ايم اگر قابل جبران هستند توفيق بده كه اعمالي انجام دهيم كه جبران شود و اگر قابل جبران نيست به لطفت به كرمت به فضلت ما را ببخش.

۲۸-  آرامش خاطر آن وقت است كه انسان به لاحد متصل باشد. اگر به چيز محدود متكي باشد هميشه مضطرب است كه آن از بين برود، من هم از بين خواهم رفت.

۲۹-  (در باب از دنيا رفتن):اين راهي است كه همگان مي رويم، بايد خودمان را مجهز كنيم به اينكه وقتي مي رويم با روي سياه نرويم. تفضل خداوندي شامل حال ما شود و با روي سفيد برويم. دو چيز را رعايت كنيم مسلماً با روي سفيد مي رويم. اول: تمام كارها را براي خدا انجام دادن. دوم: با خلق خدا چنان رفتار كنيد كه اگر با ما آنچنان كنند خوشمان بيايد.

۳۰-  هر نعمتي هر چند كوچك باشد ، آن ار حقير نشمار، دو دانه برنج است، آن را بخور و دو مينداز. بين آن دانه نسل آن رابطه اي است، انتقام خواهند گرفت، به آن محتاج خواهي شد.

۳۱-  اگر اطلاع پيدا نكنيد كه فلان فرد از دين الهي خارج و منحرف شده به او نسبت ندهيد كه فلاني منحرف است،مگر اينكه علم داشته باشيد. افرادي كه علم ندارند دربازه اشخاص اظهار نظر مي كنند همه اينها منحرف هستند.

۳۲-  حيوانيت از انسانيت پنج مميز دارد: ۱- امانت۲- صداقت۳-قلب مال خدا بودن۴- اعضاء جوارح خدمت به خلق كردن( نه فقط انسانها، بلكه تمام مخلوقات)۵- محرك اين علم و حق است.

۳۳-  آني كه به سوي او بايد رفت از او بايد كمك خواست همان است كه مرا آفريده او مرا باقي نگه داشته او به من تعليم مي دهد. او به من نعمت ظاهري مي دهد.

۳۴-  در اعضاء و جوارح بدن مثل كبد، كليه آيا اينها هر كدام براي خودشان كار مي كنند يا براي مجموع مركب بدن؟ اگر همه به همديگر اين روحيه را داشته باشند آن موقع دين الهي تحقق يافته است.

۳۵-  شما اگر چنانچه يك نفر را نسبت به خانه تان مغز قرار بدهيد و هر چه آن مغز بگويد انجام دهيد آيا زن و مرد و بچه و بزرگ اختلاف پيدا مي كنند؟ نه، براي اينكه يك مركزيت است.

۳۶-   آن دو چيز كه حيات ابدي براي ما تأمين مي كند عبارتست از ايمان و تقوي كه تنها داروي حيات است. حيات ساز است.

۳۷-  تقوا يعني هر كس به حق خودش قانع شود و به حقوق ديگران تجاوز نكند، شماها به حدود خودتان قانع باشيد و به حقوق ديگران تجاوز نكنيد آن وقت جامعه اصلاح مي شود.

۳۸-  فرهنگ اسلامي مبتني بر دو چيز است: علم و حق. علم دارد كه فلان مسئله حق است، پيروي مي كند. علم دارد كه فلان مسئله حق نيست پيروي نمي كند.

منابع:

-         مجذوب حق، نوشته مريم حكمت نيا، چاپ اول سال ۱۳۸۴، انتشارات دارالهدي.

-         نوارهاي پدر، مجموعه دروس و كلاسههاي آموزشي، سالهاي ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۰.

-         سالنامه حكمت، ۱۳۸۵، گروه سته.

-         ادعيه پدر

-      مختصري از زندگي نامه حضرت آيت ا... العظمي محمد باقر حكمت نيا(قدس سره).تأليف محمد علي حكمت نيا، چاپ اول،۱۳۸۲، چاپ شريعت.


نفرین صهاینه

داوود بن علي  از جانب خلفاي عباسي حاكم مدينه بود و او معلي بن خنيس را كه يكي از اصحاب و ياران خاص حضرت امام جعفر صادق (ع) بود را به زندان افكند و در زندان از معلي بن خنيس خواسته بود ياران حضرت را معرفي نمايد ولي معلي بن خنيس از اين كار امتناع كرده بود ، به همين جهت او را شكنجه و سپس دستور قتل او را صادر كرد و او را گردن زد .

حضرت از اين امر سخت ناراحت شدند و فرمودند كه به خدا قسم قاتل معلي بن خنيس را نفرين خواهم كرد ، او دوست ما را ميگيرد و مالش را مصادره ميكند و او را به قتل مي رساند !

داوود بن علي گفت كه آيا مرا با نفرين خود تهديد ميكني ؟

و حضرت امام جعفر (ع) شب را تا سحر به نماز مشغول شدند و در حاليكه در سجده بودند اين نفرين را بر عليه دشمن به پيشگاه خداوند متعال عرضه داشتند 

الـلّهُـمّ إنـِّي أسـألـُك بِـقُـوَّتِـكَ الـقَـوِيَّـه، و بِـجَـلالِـكَ الشـَّديـدِ الّـذي كُـلّ خَـلـقِـكَ لَـهُ ذَلـيـلٌ ، أن تُـصَـلِّيَ عَلي مُحَمّـدٍ و أهـلِ بَـيـتِـه ، وَ أنْ تَـأخُـذَ ه  السّـاعَـه السّـاعَـه.  

و لحظه اي كه از سجده سر برداشتند صداي شيون از خانه داوود بن علي بلند شد در اين هنگام حضرت فرمودند : من خداوند را به دعائي خواندم و خداوند ملكي را مأمور كرد كه با عمودي بر فرق داوود بن علي كوبيد و مثانه اش تركيد و به درك واصل شد

مرحوم پدر (رض) هم به تأسي از امام صادق (ع) به جهت برچيده شدن صهيونيستهاي ظالم غاصب و قاتل كه دشمنان اسلام ميباشند به همين كيفيت نفرين مينمودند و ديگران را هم به خواندن آن در مجالس و پس از نماز به عنوان حداقل وظيفه سفارش ميكردند. و به جاي ضمير ((ه )) در تأخذه كلمه الصهاينه را ميخواندند:

الـلّهُـمّ إنـِّي أسـألـُك بِـقُـوَّتِـكَ الـقَـوِيَّـه،


و بِـجَـلالِـكَ الشـَّديـدِ الّـذي كُـلّ خَـلـقِـكَ لَـهُ ذَلـيـلٌ


أن تُـصَـلِّيَ عَلي مُحَمّـدٍ و أهـلِ بَـيـتِـه


وَ أنْ تَـأخُـذَ الـصَّـهـايِنـه السّـاعَـه السّـاعه

به اين معني كه:

خدايا به نيروي پرتوانت و عظمت سرسختت كه هر مخلوق تو در برابر آن خوار و ذليل است همانا در خواست ميكنم كه درود بر محمد و اهل بيتش بفرستي و مرگ صهاينه را همين آن ، در همين لحظه برساني 


تماس با ما
 
   Change language to english   نام و نام خانوادگی:
  سایت:
       ایمیل :
 
  پیام  :
    کد امنیتی :
 
 

Footer
 
  زندگینامه معرفی اساتید جملات طلایی مطالب عمومی درس ها لینک ها گالری تصاویر تماس با ما  
قرآن عترت جهان فطرت




عنوان رشته تحصیلی :


عنوان شغل :